ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

246

تاريخ گيلان ( فارسى )

روانهء لاهجان به قصد آوردن بو سعيد مير نمود . مير آقاى مذكور ، حكم فرهاد خان را نزد حاكم لاهجان برده ، به وى نمود . حاكم لاهجان امتثال حكم فرهاد خان را كسان به طلب بو سعيد مير فرستاد . ملازمان ، بو سعيد مير را از رانكوه به لاهجان آوردند . و حاكم لاهجان ، بو سعيد مير را به مير آقاى مذكور سپرده ، روانهء بيه‌پس نمود . و ميرآقا ، بو سعيد مير بيچاره را دو شاخه كرده ، در علىآباد فومن ، به نظر على خان رسانيد . على خان در برابر اخوين ، بو سعيد مير را عارضهء عتاب و خطاب ساخته ، امر نمود كه شكاربانان ، يك سر خرس مهيب هيأت كريه خلقت را گرفته ، آوردند . على خان ، مير آقاى مذكور را كه به حسب خلقت به خرس مشابهت تمام داشت ، طلب كرده ، امر نمود كه بو سعيد مير را با آن خرس در يك زنجير كشيده ، در اغذيه و اشربه شريك سازند . مدت شش ماه بو سعيد مير فقير با عدم تقصير با خرس در جوال و از صحبت مير آقا بدحال بود . و على خان از قلت ترحم قلب ، به اين بىرحمى و بى حرمتى اكتفا نكرده ، فرمود كه تخته كلاه بر سرش نهاده ، با آن خرس در ميدان و محلات رشت به قصد تشهير و تكفير مىگردانيدند و تخم مرغ مىزدند و سنگ و كلوخ مىانداختند . و بو سعيد مير با اين همه آزار و اضرار ، مردوار آنچه لوازم اطاعت و بندگى واجب تعالى بود ، از صوم و صلات و تذكار و تكرار دعوات و شكرگزارى قاضى الحاجات ، دقيقه‌اى فوت و فروگذارى نمىكرد . لاجرم به مقتضاى ، بيت : گر صبر كنى به كارها و نشتابى * روزى آيد كه ز غوره حلوا سازى « 1 » گر صبر كنى به صبر بىشك * دولت به تو آيد اندك‌اندك

--> ( 1 ) - اين بيت وزن و قافيه ندارد .